قرآن 12:19 — يوسف (يوسف)
كاروانی از آنجا گذشت، و بزودی سقای خود را فرستادند. او سطل خود را پايين فرستاد، سپس گفت، "چه شانسی! پسری اينجا است!" آنها او را بعنوان كالای تجارتی با خود بردند، و خدا كاملاً بر آنچه انجام دادند، آگاه بود.
[12:18] آنها پيراهن او را با خون دروغين بر روی آن، ارائه دادند. او گفت، "بدرستيكه شما با هم دسيسه كردهايد تا مرتكب توطئه خاصی شويد. تنها كاری كه میتوانم انجام دهم، اين است كه به صبر آرامی پناه ببرم. باشد كه خدا من را در مقابل دسيسه شما كمك كند."
[12:20] آنها او را به قيمتی ارزان فروختند-فقط چند دِرهم-چون به او احتياجی نداشتند.