قرآن 12:77 — يوسف (يوسف)
آنها گفتند، "اگر او دزدی كرد، برادرش هم قبلاً دزدی كرد." يوسف احساسات خود را درون خود مخفی داشت، و به آنها چيزی نگفت. او (با خودش) گفت، "شما واقعاً بد هستيد. خدا كاملاً از تهمتهای شما آگاه است."
[12:76] او شروع به جستجوی بارهای آنها كرد قبل از اينكه به بار برادرش برسد، و سپس او آن را از كيسه برادرش بيرون كشيد. ما اينچنين نقشه را برای يوسف كامل كرديم؛ اگر او قانون پادشاه را اجرا میكرد، نمیتوانست برادر خود را نگاه دارد. اما آن خواست خدا بود. ما هر كس را بخواهيم به درجات بالاتر میرسانيم. مافوق هر دانايی، داناتری هست.
[12:78] آنها گفتند، "ای بزرگوار، او پدری دارد كه پير است؛ آيا ممكنست يكی از ما را بجای او نگاهداری؟ ما میبينيم كه تو مرد مهربانی هستی."