قرآن 12:78 — يوسف (يوسف)
آنها گفتند، "ای بزرگوار، او پدری دارد كه پير است؛ آيا ممكنست يكی از ما را بجای او نگاهداری؟ ما میبينيم كه تو مرد مهربانی هستی."
[12:77] آنها گفتند، "اگر او دزدی كرد، برادرش هم قبلاً دزدی كرد." يوسف احساسات خود را درون خود مخفی داشت، و به آنها چيزی نگفت. او (با خودش) گفت، "شما واقعاً بد هستيد. خدا كاملاً از تهمتهای شما آگاه است."
[12:79] او گفت، "پنا بر خدا، اگر ما كسی غير از شخصی را كه كالای ما نزد او پيدا شده است، نگاه داريم. در غير اينصورت، ما عادل نخواهيم بود."