قرآن 18:82 — غار (الکهف)
"و اما در باره آن ديوار، آن به دو پسر يتيم در شهر تعلق داشت. در زير آن، گنجی وجود داشت كه متعلق به آنها بود. چون پدرشان مرد پرهيزكاری بود، پروردگارت میخواست كه آنها بزرگ شوند و قدرت كامل يابند، سپس گنجشان را استخراج كنند. چنين است رحمت پروردگارت. من هيچكدام از آنها را از خود انجام ندادم. اين توجيه چيزهايی بود كه تو تحملشان را نداشتی."
[18:81] "ما خواستيم تا پروردگارت بجای او پسر ديگری جايگزين كند؛ كسی كه در پرهيزكاری و مهربانی بهتر باشد.
[18:83] آنها در باره ذوالقرنين از تو سئوال كنند. بگو، "من قسمتی از داستان او را برای شما تعريف خواهم كرد."