قرآن 12:31 — يوسف (يوسف)
هنگاميكه آن زن شايعهپراكنی آنها را شنيد، آنها را دعوت كرد، مكانی راحت برايشان ترتيب داد، و به هر يك از آنها چاقويی داد. سپس به او گفت، "وارد اطاق آنها شو." هنگاميكه آنها او را ديدند، چنان او را تحسين كردند كه دستهای خود را بريدند. آنها گفتند، "ستايش خدا را، اين انسان نيست؛ اين فرشتهای است محترم."
[12:30] بعضی از زنان در شهر شايعهپراكنی كردند: "همسر فرماندار سعی بر فريفتن خدمتكار خود دارد. آن زن سخت عاشق او است. ما میبينيم كه او گمراه شده است."
[12:32] آن زن گفت، "اين است كسی كه شما بخاطر عاشقش شدن من را ملامت كرديد. من واقعاً سعی به فريفتن او داشتم، و او امتناع كرد. او حتماً به زندان خواهد رفت، و خوار خواهد شد، مگر اينكه آنچه را من به او فرمان میدهم، انجام دهد."