قرآن 18:35 — غار (الکهف)
هنگاميكه او وارد باغ خود شد، با اين گفته بر نفس خود ستم كرد، "من فكر نمیكنم كه اين هرگز تمام شود.
[18:34] روزی، پس از برداشت محصول، او با غرور به دوستش گفت: "من بسيار مرفهتر از تو هستم، و از مردم احترام بيشتری كسب میكنم."
[18:36] "بعلاوه، گمان میكنم كه هر چه هست همين است؛ گمان نمیكنم آن ساعت (قيامت) هرگز فرا رسد. حتی اگر بسوی پروردگارم بازگردم، (آنقدر باهوش هستم كه) حتی از بهتر از اينها در آنجا برخوردار خواهم شد."