قرآن 18:62 — غار (الکهف)
پس از اينكه از آن مكان گذشتند، او به خدمتكارش گفت، "بيا تا نهار بخوريم. اين همه مسافرت ما را كاملاً خسته كرده است."
[18:61] هنگاميكه به جاييكه آنها بهم میپيوستند رسيدند، ماهی خود را فراموش كردند، و آن بطور مرموزی راه خود را به رودخانه بازيافت.
[18:63] او گفت، "آيا يادت میآيد هنگاميكه در آنجا نزديك آن تخته سنگ نشسته بوديم؟ حواسم به ماهی نبود. شيطان باعث شد تا آن را فراموش كنم، و آن بطور عجيبی راه خود را به رودخانه بازيافت."