قرآن 2:259 — ماده گاو (البقره)
در نظر بگير آن كسی را كه از شهر متروكی گذشت و متعجب شد، "چطور خدا میتواند اين را پس از مرگ زنده كند؟" سپس خدا او را بمدت صد سال بميراند، سپس او را برانگيخت. گفت، "چه مدت در اينجا بودهای؟" او گفت، "من يك روز يا پارهای از روز در اينجا بودهام." گفت، "نه! تو صد سال در اينجا بودهای. با اين حال به غذا و نوشيدنی خود نگاه كن؛ آنها فاسد نشدهاند. به الاغ خود نگاه كن-ما اينچنين تو را برای مردم درس عبرتی قرار میدهيم. حالا توجه كن كه چطور ما استخوانها را میسازيم، سپس روی آن گوشت میپوشانيم." هنگاميكه او متوجه شد چه رخ داده است، گفت، "حالا میفهمم كه خدا قادر مطلق است."
[2:258] آيا توجه كردهای به آن كس كه با ابراهيم در مورد پروردگارش مشاجره كرد، باوجود اينكه خدا به او پادشاهی داده بود؟ ابراهيم گفت، "پروردگار من زندگی و مرگ را عطا میكند." او گفت، "من زندگی و مرگ را عطا میكنم." ابراهيم گفت، "خدا خورشيد را از مشرق بيرون میآورد، آيا میتوانی آن را از مغرب بيرون آوری؟" آن كافر گير افتاد. خدا ستمكاران را هدايت نمیكند.
[2:260] ابراهيم گفت، "پروردگار من، به من نشان بده چگونه مرده را زنده میكنی." او گفت، "آيا باور نداری؟" گفت، "بله، اما میخواهم قلب خود را اطمينان بخشم." او گفت، "چهار پرنده بگير، علامتهای آنها را مطالعه كن، قسمتی از هر پرنده را بر بالای تپهای قرار بده، سپس آنها را به سوی خود صدا كن. آنها با شتاب به سوی تو خواهند آمد. بايد بدانی كه خدا بزرگوار است، حكيمترين."