قرآن 28:10 — تاريخ (القصص)
وَأَصبَحَ فُؤادُ أُمِّ موسىٰ فٰرِغًا ۖ إِن كادَت لَتُبدى بِهِ لَولا أَن رَبَطنا عَلىٰ قَلبِها لِتَكونَ مِنَ المُؤمِنينَ
فكر مادر موسی چنان مضطرب بود كه نزديك بود مشخصات او را فاش كند. اما ما قلب او را محكم ساختيم، تا او را مؤمن سازيم.
[28:9] همسر فرعون گفت، "اين میتواند مايه خوشحالی برای من و تو باشد. او را نكش، زيرا ممكنست او برای ما منفعتی داشته باشد، يا اينكه ممكنست او را بعنوان پسرمان به فرزندی قبول كنيم." آنها حتی فكرش را هم نمیكردند.
[28:11] او (مادر) به خواهر او (موسی) گفت، "مسير او را دنبال كن." او (خواهر) از دور او را تماشا میكرد، در حالی كه آنها نمیدانستند.