قرآن 28:11 — تاريخ (القصص)
وَقالَت لِأُختِهِ قُصّيهِ ۖ فَبَصُرَت بِهِ عَن جُنُبٍ وَهُم لا يَشعُرونَ
او (مادر) به خواهر او (موسی) گفت، "مسير او را دنبال كن." او (خواهر) از دور او را تماشا میكرد، در حالی كه آنها نمیدانستند.
[28:10] فكر مادر موسی چنان مضطرب بود كه نزديك بود مشخصات او را فاش كند. اما ما قلب او را محكم ساختيم، تا او را مؤمن سازيم.
[28:12] ما او را از قبول همه دايهها منع كرديم. سپس (خواهر موسی) گفت، "من میتوانم خانوادهای را به شما نشان دهم كه میتوانند او را برای شما پرورش دهند، و از او خوب نگهداری كنند."