قرآن 28:20 — تاريخ (القصص)
وَجاءَ رَجُلٌ مِن أَقصَا المَدينَةِ يَسعىٰ قالَ يٰموسىٰ إِنَّ المَلَأَ يَأتَمِرونَ بِكَ لِيَقتُلوكَ فَاخرُج إِنّى لَكَ مِنَ النّٰصِحينَ
مردی از طرف ديگر شهر دوان دوان آمد، میگفت، "ای موسی، مردم نقشه قتل تو را میكشند. بهتر است فوراً بروی. من به تو نصيحت خوبی میكنم."
[28:19] قبل از اينكه او به دشمن مشتركشان حمله كند، او گفت، "ای موسی، آيا میخواهی من را بكشی مانند مردی كه ديروز كشتی؟ بديهی است كه تو میخواهی روی زمين مستبد باشی؛ تو نمیخواهی پرهيزكار باشی."
[28:21] او از شهر فرار كرد، ترسان و مراقب. او گفت، "پروردگار من، من را از دست مردم ظالم نجات بده."