قرآن 28:21 — تاريخ (القصص)
او از شهر فرار كرد، ترسان و مراقب. او گفت، "پروردگار من، من را از دست مردم ظالم نجات بده."
[28:20] مردی از طرف ديگر شهر دوان دوان آمد، میگفت، "ای موسی، مردم نقشه قتل تو را میكشند. بهتر است فوراً بروی. من به تو نصيحت خوبی میكنم."
[28:22] او در راه مسافرت بطرف مدين گفت، "باشد كه پروردگارم من را به راه راست هدايت كند."